
سالها دل طلب جام جم از ما میکرد/آنچه خود داشت زبیگانه تمنا میکرد
سالها پیش با مکتب اصفهان آشنا شدم و هنوز از خوان کاظمی بزرگ خوشه چینی می کنم.خوب بیاد دارم که چطور از شیوه های معمول آموزش آواز دلسرد شده بودم چرا که آنطور که باید می بودند از منظر من نبودند.
در تهران معمولا در اکثر کلاسها شیوه شجریان تدریس میشود که خود این شیوه یکی از عوامل تکرار غم انگیز و معضل امروز آواز ایرانی است.!چرا که اگر هنرجو خیلی با استعداد و هوشیار باشد می شود درجه 2 شجریان ,همین و بس!
متاسفانه با احترام به اساتید دیگر آموزش آواز باید گفت روش تدریس آنها نیز که معمولا بر گرفته از شیوه دوامی و کریمی است نیز کامل نیست و دارای مشکلات متعددی می باشد.بعنوان مثال استاد دوامی در جایی گفته در سفری به شمال در زیر چتر با طاهرزاده بودیم و از ایشان گوشه ای را می پرسد و طاهرزاده با شعر:فریاد از آن نرگس مستی که تو داری...آن گوشه را به دوامی یاد می دهد. حال خود طاهرزاده با توجه به اینکه هم از اصفهان و هم از تهران خوشه چینی کرده در یاد گرفتن آواز نمی توانسته آن اصالت خالص ردیف را که قابلیت تدریس داشته باشد را انتقال بدهد!چه رسد به دوامی یا کریمی که هفتاد درصد روایتش از دوامی است!البته آوازهای طاهرزاده در نهایت بی نظیرییش خود مبحثی جداگانه است!
این مسائله دقیقا در مورد استاد شجریان نیز صادق است.چرا که ایشان نیز خوشه چینی کرده اند تا نهایتا آواز خود را به کمال برسانند!اما در تدریس شیوه ایشان همانند آفت به جان آواز ایران افتاده است.چرایی این مشکل در ادامه خواهد آمد و کلا شیوه ایشان مقلد پرور است نه آوازه خوان پرور!!!!
در خود اصفهان نیزدیگر کسی همانند تاج اصفهانی,طاهرپور,ادیب خوانساری پرورش داده نشد و نیامد!براستی چرا؟
همیشه سوال بزرگی ذهن من را بخود مشغول داشته چرا گذشتگان ما همه دارای آواز و صدای خاص خود بوده اند!اما خواننده گان امروزی اینگونه نیستند؟!
بطور خلاصه و گذرا در اینجا عرض کنم که در گذشته(البته بنده صد ساله اخیر که آثار صوتی آن در دست است را مورد بحث میدانم!) ردیفهای آموزشی موسیقی ما که در واقع زیر بنای هنرجو را می ساخت بصورت خام و دست نخورده به هنرجو آموزش داده می شد!!!
بطور مثال سید رحیم اصفهانی که سر سلسله مکتب آوازی اصفهان است از بین چندین شاگردی که داشت هیچکدام مثل هم آواز نمی خواندند!دو نمونه بارز و شناخته شده آن که بطور مستقیم نزد سید رحیم آموزش دیدند تاج اصفهانی و ادیب خوانساری است!اما شما نمی توانید یک آواز از این بزرگان پیدا کنید که مثل هم خوانده باشند!
یکی از دلایل بسیار مهم این بوده که بطور مثال سید رحیم درآمد همایون را به یک صورت واحد و دست نخورده که قابلیت پروش آن وجود داشته یاد میداده و شاگرد با زحماتی که در مجموع می کشیده در نهایت به لحن و جمله بندی خاص خود در آوز می رسیده که با رجوع شما به آوازهای همایون , ادیب خوانساری و تاج اصفهانی میتوانید در این مورد قضاوت کنید!!!
این رسم مبارک درسه نسل قبل اساتید موسیقی وجود داشته اما متاسفانه با تمام احترامی که برای اساتید گذشته قائل هستم در نسلهای بعد از سید رحیم اصفهانی و حسین خان اسماعیل زاده(در تهران) کم کم دیگر این مسله گویی به فراموشی سپرده می شود و شاید هم فکر نمی کردند در آموزش اثر نا مطلوبی داشته باشد تا آنجا که خود تاج اصفهانی درسهایی که به شاگردان خود میدهد در واقع شیوه آوازی تاج است نه آن درسی که از سید رحیم گرفته بود که متد بسیار خوبی برای پروش دادن آوازه خوانانی مثل تاج اصفهانی یا ادیب خوانساری بود و در عمل نیز به اثبات رسیده است!!
همچنین ادیب خوانساری با وجود آنکه در خیلی از نقاط مختصات آوازیش میشود مکتب آوازی اصفهان و خصوصا رگهای ناب اثر تدریس سید رحیم را در آن یافت اما در همین نوارهای منسوب به ردیف آوازی ادیب دیگر شما ردیف سید رحیم را نمی بینید بلکه ردیف آوازی به شیوه ادیب خوانساری را می بینید!!!!
حال از خود می پرسید اشکال اینکار در چیست؟!!در جواب باید عرض کنم شیوه سید رحیم اصفهانی علاوه بر اصالت ناب موسیقی ایرانی و خصوصیات بارز دیگر یک خصوصیت بسیار مهم آن حالت خام و دست نخورده گی ردیف بوده! یعنی شما با یاد گرفتن یک گوشه علاوه بر اینکه یک قسمت از موسیقی را یاد می گیرید و حدود اختیارات شما در همان محدوده مشخص میشود,یک الگو در اختیار دارید که میتوانید با کار و کوشش در همان راستا به آواز خاص خود برسید!
برای مثال هر گاه شما به کلاس خط میروید استاد به شما میگوید درامتداد الف باید سه نقطه بگذاری تا شما بتوانید نوشتن استاندارد الف را یاد بگیرید و بعد از مدتها تمرین بتوانید در نوشتن به الف خاص خود برسید!بطوریکه بشود خط شما را از دیگری تشخیص داد.حالا فرض کنید استاد خطاطی طرز نوشتن الف خودش را به شما یاد میداد انوقت شما هم درجه 2 او میشوید و مانند او مینویسید!!هنر یعنی اینکه هر کسی خط یا آواز خود را داشته باشد و این دارای ارزش است نه تقلید!!!
بنابراین ردیف آموزشی سید رحیم دارای همین حالت بوده است که همانطور هم که عرض کردم امتحان خود را با پرورش دادن بزرگانی مثل تاج و ادیب و....پس داده است!اما وقتی تاج یا ادیب یا هر استاد دیگری بیایند شیوه خود را درس بدهند حتما درجه چندم آنها پرورش پیدا میکند!!!
متاسفانه این معضل بسیار دردناکی در موسیقی ما شده است و دامان تمام هنرجویان را گرفته تا جائیکه تمام نوازندگان بطور مثال: تار نوازان ما میخواهند مثل علیزاده ساز بزنند و تازه اگر خیلی هم موفق باشند درجه 2 او میشوند چرا که درجه 1 آن که خود علیزاده است بهتر از هر کسی شیوه خودش را اجرا میکند!!!
بنابراین بعد از مدتها تحقیق و بررسی در این باب برای من حجت شد که بهترین روش تدریس متعلق به سیدرحیم اصفهانی است و همانطور که ذکر آن رفت شاگردان او شیوه خودشان را درس دادند نه روش سید رحیم را!البته به غیر از میرزا علی قاری که در واقع ردیف دان بوده(تا آنجا که بنده دریافته ام)و تمام علم موسیقیایی سیدرحیم به او انتقال داده میشود!و نهایتا یکی از بهترین و بارز ترین شاگردان میرزا علی قاری نیز استاد عباس کاظمی می باشد!
با کمال افتخار بنده سعادت یادگیری مکتب آوازی اصفهان به روایت استاد عباس کاظمی را توسط شاگردان وی داشته و دارم!
در آخر بعنوان درد دل و برای ابراز ارادت قلبیم به استاد کاظمی مجبور به ذکر نکاتی هستم.که یاد آوری آن باعث ملال خطر خویش نیز میگردد! برای من همیشه سلوک استاد کاظمی سر مشقم بوده و هست.زندگی این بزرگ مرد موسیقی طوری بود که علاوه بر جفاهای همشهریان موسیقیدان بر ایشان طوریکه حتی اگر از فلان استاد بزرگ اصفهانی سراغ کاظمی را میگرفتید ابراز بی اطلاعی میکردند تا جائیکه شجریان در دیدار با ایشان تعجب میکند که در عین مرجع بودن استاد کاظمی از نظر علم موسیقی, چطور بزرگان اصفهان نامی از کاظمی نمی برند!!!
یا استاد بزرگ تجویدی نیز تعجب میکنند از وسعت اطلاعات و علم موسیقی کاظمی و بسیارمتعجب و دلگیر از اینکه چرا کسی نامی از او نمی برده!!!و این آفتاب تابان چرا اینگونه پشت ابر مانده!!با اینکه سلوک درویشی کاظمی نیز بی تاثیر در جهت معرفی شایسته اش نبوده اما جفای موسیقیدانانی که او را چون یوسفی در چاه رها کردند خود گناهی نابخشودنی است!
البته آفتابی چون استاد کاظمی هرچند در زمان حیات حداقل بر عده ای صاحب دل و پاک نهاد تابید و براساتیدی چون تجویدی و شجریان نمایان شد!اما قدر یقین عظمت او توسط ثمره هایش همیشه پشت ابر نمی ماند!!!
سلوک درویشی و نهاد پاک او تا این حد بود که متاسفانه نوارهایی که بطور امانت نزد یکی از دوستان استاد کاظمی به اسم اقای قاسمی بوده بعد از وفات استاد ناپدید می گردد و یا کتاب وجه تسمیه های گوشه های موسیقی که استاد مینویسند و قرار بوده توسط آقای شریعت چاپ گردد سرنوشت آن هنوز نا معلوم است!!!!
با هزاران دریغ دیگر با توجه به اینکه شاگردانی مانند آقای هاشمی که امروز دیگر استادی بزرگ شده اند و بی نظیر و تمام علم موسیقی استادش , کاظمی به آن انتقال پیدا کرده و مورد تایید استاد خود بوده , بخاطر کم لطفی زمانه هنر ناشناس مهر بر لب زده خون میخورند و خاموشند!
از آنطرف هستند کسانی که ادعای شاگردی کاظمی میکنند و بدتر اینکه مدعی هستند بطور خاص نماینده کاظمی بوده و استاد کاظمی فقط و فقط به ایشان اجازه تدریس خصوصا در تهران داده و تنها شاگرد تایید شده آن مرحوم هستند!!؟
و به اسم استادشان یعنی عباس کاظمی سالهاست خصوصا در تهران مشغول اداره دفتر و دستکی بنام کلاس اواز شده ا ند!و به اسم اسرار مکتب که همان وجه تسمیه گوشها است و خود کاظمی قصد داشته آنرا بیرون بدهد هر چند از سرنوشت آن نیز اطلاعی نداریم! با عرض شرمنده گی از روح پاک استاد کاظمی, به تجارت دسترنج او یعنی ردیفهای موسیقی روی آورده اند!و انها را به هفت دوره من در اوردی تقسیم کرده!و..............
بسیار دردناک تر انکه استاد کاظمی در در سال 1377 در مصاحبه با مقام که در همین وبلاگ قرار گرفته میگوید دیوان اشعارم و کتاب وجه تسمیه گوشها قرار است بیرون بیاید و چاپ شود!!!و بسیار جالب تر همین شاگرد آقای....سالهاست میگوید دیوان استاد را فقط من باید چاپ کنم و میخواهم چاپ کنم اما 3 سال است که در وبلاگهای وابسته به ایشان خبر داده اند اما خبری نیست!و مهم تر اینکه شاگردی که 6 سال است پیش او تحصیل ردیف میکند هنوز یک وجه تسمیه ردیف نمی داند!!!پس کی باید بداند!!و به اسم اسرار مکتب اصفهان برای خود خانقاهی درست کرده که باید دید چگونه در آن هنرجو را به استثمار میکشاند!!!
براستی سواستفاده چقدر و تا کی؟!
علارغم تذکر های محترمانه و به چالش کشیدن ایشان,متاسفانه هنوز به سود جویی و سو استفاده از میراث هنری استاد کاظمی در تهران مشغول هستند!اما این وبلاگ و حامیانش , دوستداران و حامیان معنوی استاد کاظمی هستند و علارغم اینکه مستقیما از محضر استاد کاظمی استفاده نکرده است و فقط از طریق شاگردان آن بزرگوار مشق موسیقی کرده اند!
اما دیگر اجازه هیچگونه سو استفاده از نام استاد عباس کاظمی را توسط هیچ شخصی نخواهد داد!!!
و بطور مستمر سودجویان را زیر نظر داشته و به آنها تذکر لازم را خواهد داد و در صورتیکه دست از اعمال زشت شان نسبت به میراث هنری و نام استاد کاظمی برندارند ما نیز بصورت گسترده در جامعه هنری شفاف سازی کرده تا حداقل از خدشه دار شدن نام عباس کاظمی جلوگیری کنیم و روح آن سفر کرده را بیش از این نیازاریم!!!